السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

893

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

پس اگر عبدالحق خواهد كه : « هر يك از نيكىها و نيكوكارىها و انوار و اسرار را مظهرها و مجلاهاى متعدد بلكه بىشمارى است . » هيچ خردمندى در باطل بودنش شك و ترديد نمىكند ، چون حتّى براى يكى از انوار و اسرار مظهرها و مجلاهاى بىشمار تحقّق نيافته است ، پس چگونه خواهد بود براى تك تك آن‌ها ؟ آرى وقتى همه اهل بيت پيامبر عليهم السلام ، مظهر و مجلاى نيكىها و نيكوكارىها و انوار و اسرار بودند ، با توجّه به تعدّد آنان ، امكان ثابت‌كردن مظهرها و مجلاها براى يك يك نيكىها و نيكوكارىها و پيدا مىشود . و اگر مرادش اين باشد كه : براى همه‌ى خيرات و مبرات من حيث المجموع مظهرها و مجلاهاى بىشمار است . . . زشتى اين كمتر از فرض اوّل است ولى اين هم قطعاً باطل است ، جز در مورد اهل بيت عليهم السلام ، آنان‌كه نه در آفرينش و نه در خُلق و خوى از او جدا نيستند . . . با دليل‌هاى فراوان از كتاب و سنّت متواتر . . . و پنجم : شعرى كه به آن استشهاد كرده از ابيات برده‌ى بوصيريه است و مراد از ضمير در « فإنّه » پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم است و در « هم كواكبها » پيامبران عليهم السلام مىباشند . شيخ خالد ازهرى در شرح آن گويد : و كلّ آي أتى الرُّسْل الكرامُ بها * فإنّما اتّصلت من نوره بهم فإنّه شمسُ فضل هم كواكبُها * يُظْهِرنَ أنوارها للنّاس فى الظّلم . . . معنى دو بيت : تمام نشانه‌هايى كه فرستادگان آوردند فقط از نور پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به آنان رسيده است ، چون آفرينش نور او بر آنان مقدّم بود و او صلى الله عليه و آله و سلم از نظر فضيلت و شرافت چون خورشيد است و رسولان ، ستارگان‌اند و نور ستارگان از نور خورشيد بهره گرفته است . پس وقتى خورشيد ظاهر مىشود براى ستارگان نورى براى ديدن نمىماند ، بلكه از چشم‌ها پوشيده مىشوند . » و شيخ ابراهيم باجورى گويد : « گفته‌اش : كل آى أتى الرسل الخ . يعنى : و تمام معجزه‌هايى كه فرستادگان بزرگوار براى امّت‌هاى خود آوردند ، به آنان نرسيد جز از معجزات ايشان صلى الله عليه و آله و سلم يا از نور ايشان كه اصل همه‌ى اشياء است . پس آسمان‌ها و